شیرمردان و دلاوران دشتستانی

 افتتاح میدان شهدای خلیج فارس برازجان

شهرداری برازجان صبح امروز21بهمن ماه با حضور دکتر سالاری نماینده عالی دولت تدبیر وامید و جمعی از مسئولین استان وشهرستان، میدان شهدای خلیج فارس افتتاح شد.

تندیس غضنفرالسلطنه برازجانی
مهندس شمالی نژاد شهردار برازجان ضمن خوش آمدگویی وتبریک بمناسبت دهه مبارک فجر ، ابراز داشت: مساحت کل این میدان 18154مترمربع می باشد که با هزینه ای معادل 11میلیارد ريال به بهره برداری رسیده است.
وی مساحت فضای سبز این میدان را 10912 مترمربع عنوان نمود وافزود: مساحت آبنماهای احداث شده 2760مترمربع و مساحت کف سازی های انجام شده 3297مترمربع می باشد.

میدان شهدای خلیج فارس برازجان
شهرداربرازجان درخصوص سازه المان واقع در میدان شهدای خلیج فارس تصریح نمود: این سازه شامل دایره وسط به مساحت 1185مترمربع، ارتفاع پایه تندیس 5/4متر و ارتفاع تندیس غضنفرالسلطنه  برازجانی 6/4متر می باشد.
شهدای خلیج فارس برازجان
این مقام مسئول افزود: مصالح بکار رفته شامل سنگ وسیمان، بتن مسلح، سنگ تراورتن سفید ، قرمز و کرم ،سنگ مرمریت گوهره ، سنگ گرانیت مشکی، سنگ گرانیت گل پنبه ای، سنگ کوبیک تراورتن و موزاییک واش بتن می باشد.

شهدای خلیج فارس برازجان

منبع: اتحاد خبر


برچسب‌ها: غضنفر السلطنه برازجانی, میرزامحمدخان برازجانی, افتتاح میدان شهدای خلیج فارس
+ نوشته شده در  ساعت 17:8  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

زندگی نامه میرزا محمد خان برازجانی

میرزا محمد خان برازجانی، والی ادیب، شاعر و مردمی دوست دشتستان، ملقب به غضنفرالسلطنه برازجانی ( 1252 تا 1308 خورشیدی ) از میهن پرستان به نام و تاثیر گذاران قیام جنوب در برابر هجوم استعمار گرانه ی پیر کفتار انگلیس و دنیای سرمایه داری در حال یورش و گسترش دامنه ی استثمار گرانه خود بود.

میرزا محمد خان، در شهر برازجان، مرکز دشتستان و کانون خانواده ای مسلمان و با فرهنگ به دنیا آمد. تحصیلات فارسی و عربی آن روزگاران را در مکتب خانه ی محل و در محضر علمای برازجان به پایان رسانید. پس از تحصیلات مقدماتی مکتب خانه ای، با هدف تکمیل علم صرف و نحو و فقه و اصول، راهی شهر شیراز مرکز ایالت فارس شد. وی تحصیلات تکمیلی خود را در محضر ادیب برجسته و واعظ وارسته حجه الاسلام والمسلمین، مرحوم آقا سید ابو الحسن ریاضی فرا گرفت. وارستگی، بی ریایی و پایبندی سید ابوالحسن ریاضی بر شاگرد تاثیر به سزایی بر جای گذاشت. به نحوی که همراه با فراگیری علوم و فنون زمان، بیش از پیش بر بینش و ایدئولوژی دینی – مذهبی وی اثر گذاشت. این جوان برومند، با هوش و قریحه سرشاری که داشت، به نحوی شگرف و باور نکردنی، عاشق و طالب علم آموزی و فراگیری دانش و توسعه ی دیدگاه و بینش مترقیانه و عصری خود بود. بر همین اساس و پایه به جمع شاگردان و مریدان حجه الاسلام آقا شیخ مرتضی محلاتی در آمد و علوم حوزوی را در محضر ایشان به پایان رسانید.
میرزاء، از آنجا که بر ادبیات عرب احاطه و سلطه ی کامل داشت، با کمک اندیشه تابناک و قریحه جوشان و خلاق، به ادبیات و از جمله سرودن شعر و سخنوری روی آورد.
ای بیهده دل شاکیم از دست تو بیعار
هرچند نصیحت کنمت میکنی انکار
امسال بر آنم که بتر گشته ای از پار
هرسال همه صوم نبودی تو بزه کار
و امسال کنی معصیت حضرت دادار
ترسم که تو را عاقبت سوء بگیرد
واندر صف محشرت پیمبر نپذیرد
گر این تن بیچاره بدین حال بمیرد
در قبر که رفتی علیت دست نگیرد
گردی خجل و منفعل اندر بر کفار
ای دل بکن از بهر خودت فکر نوایی
واز فعل بد خویش بکن شرم و حیایی
امروز کجایی تو و فردا بهکجایی
آخر من تو هر دو که داریم خدایی
قدری جلو خواهش خود را تو نگهدار
یک چند در این ملک بدم شیر شمیده
اندر صف ناورد ز شمشیر خمیده
چون از افق نکبتم اسپید دمیده
عقل و هنر و هوش زمن جمله رمیده
اقبال که برگشت دگر چاره ندارد
افسوس که گشتم تبه از راه حماقت
امانه حماقت به حقیقت به صداقت
دیگرنه زمن مانده به جا تاب ونه طاقت
نه مانده دگر آبرو و عزم و لیاقت
اقبال که برگشت دگر چاره ندارد
یارب تو به من لطف نما صبر چو ایوب
زیراکه شده قلبم از این حادثه معیوب
ای کاش نبودم من ازاین دشت پرآشوب
تانشنوم از مردم دون این همه سرکوب
اقبال که برگشت دگر چاره ندارد
اکنون که گرفته زمن اقبال کناره
ظلمی که به من آمده ناید به شماره
ملک و همه هستیم شده جزء اداره
جز سوختن و ساختنم نامده چاره
اقبال که برگشت دگر چاره ندارد
زین قوم دل غمزده غمخواره ندارد
این طایفه جز خون جگر خواره ندارد
جز رد جفا جوی ستمکاره ندارد
پاس نمک هیچ نمک خواره ندارد
اقبال که برگشت دگر چاره ندارد
گه جانب تهران شدم و گه سوی شیراز
گفتم به همه دولتیان درد دل و راز
بودند بظاهر همه با بنده هم آواز
در پردهنبودند به من اور و دمساز
اقبال که برگشت دگر چاره ندارد
آوخ که شدم دستخوش مردم احمق
از گردش وارونه ی این چرخ مطبق
از خلق نبینم به جز از طعن و به جز دق
زین قوم بسی خسته و وامانده ام الحق
اقبال که برگشت دگر چاره ندارد
علاوه بر این، میرزاء در صحنه ی علم، سیاست، دیانت، وفا داری به عهد و پیمان، مردم داری و افکار انسانی، جنگاوری و شجاعت و پایمردی نیز سر آمد بسیاری از هم عصران و هم دوره های خود بود.


ادامه را در ادامه مطلب بخوانید


برچسب‌ها: زندگی نامه میرزا محمد خان برازجانی, برازجان, غضنفر السلطنه برازجانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 21:52  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

شهید میرزامحمد خان برازجانی ملقب به غضنفر السلطنه دشتستانی
 

میرزامحمدخان برازجانی ملقب به غضنفر السلطنه دشتستانی دلاور مرد و شیر دل دشتستان در سال 1252 شمسی در محله قلعه برازجان متولد گردید. تنها برادر وی میرزا محمود خان نام داشت. پرورش میرزامحمد ومیرزامحمود با نظارت مستقیم پدرشان ، میرزا حسین خان انجام میشد.
/**/


غضنفر السلطنه برازجانی
/**/

برچسب‌ها: میرزا محمدخان برازجانی, شهید میرزامحمدخان برازجانی, غضنفر السلطنه دشتستانی, برازجان, دشتستان
+ نوشته شده در  ساعت 5:31  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

فرصت طلبي يا خيانت

 

آقاخان فرزند ميرزا علي خان ملقب به(ضرغام السلطنه) مردي دلير و جسور بود و نسبت به غضنفرالسلطنه شديدا حسادت مي کرد .انگليسي ها که در نبرد لرده راه را گم کرده بودند وي را از دست نيروهاي غضنفرالسلطنه آزاد کرده و بر برازجان رياست دادند . آقاخان ناخواسته براي حفظ رياست خود و شکست کامل غضنفرالسلطنه به دامان همکاري استعمار افتاد که البته در اين کار شکست خورد و حکومت او بناي سستي داشت چون بر اساس خواسته هاي مردم نبود و نيز متکي بر انگلستان بود. زيرا بعد آنکه دکتر مصدق غضنفرالسلطنه را بار ديگر بر برازجان حاکم کرد آقاخان براي باز پس گرفتن حقوق خود به کنسول انگليس در بوشهر متوسل شد که انگليسي ها هم عذرش را خواستند.



ادامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: ضرغام السلطنه برازجانی, قاتل غضنفرالسلطنه برازجانی, قاتل میرزامحمدخان برازجانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 2:37  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

نحوه مبارزات میرزا محمد خان برازجانی



در سال 1327 هجری قمری یعنی شش سال قبل از جنگ جهانی اول بر اثر مداخلات کنسول گری انگلیس در امور داخلی بندر بوشهر شهید غضنفرالسلطنه برازجانی از رئیس علی دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زائرخضرخان اهرمی دعوتی به عمل آورد در برازجان و ائتلافی علیه کنسول گری انگلیسی تشکیل داد که در این خصوص در کتاب قیام جنوب در جنگ جهانی اول صفحه 96 گزارشی از کنسول گری انگلیس در بوشهر به لندن نوشته شده است. بعد از ائتلاف ذکر شده کنسول گری انگلیس اتحادی از دوستان انگلسی علیه غضنفر السلطنه بوجود آورد. در سال 1333 هجری قمری با شروع جنگ جهانی اول و اشغال بوشهر توسط قشون تجاوزگر انگلیس با توجه به مجاهدتها و ایثارگری های شهید رئیس علی دلواری علیه انگلیسی ها و به شهادت رسیدن آن مرحوم در جنگ تنگک دشمنان انگلیسی یعنی میرزا محمد خان برازجانی، شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زائرخضرخان اهرمی تصمیم گرفتند که در جنگ کردن با قشون انگلیس مصمم تر شوند این بود که میرزا محمد خان برازجانی با سیصد تفنگچی از برازجان عازم سربست چغادک شد. در نزدیکی روستای خوشاب که لشکرگاهی تشکیل داده بود به سپاهیان چنین گفت: ای مردم ما میخواهیم برای دفاع از وطن و دین به جهاد دشمنان (قشون انگلیس) برویم ممکن است همه ما کشته شویم هرکسی شهادت را قبول دارد با من به محل نبرد بیاید وهرکس به عللی نمی تواند به خانه خود برگردد. همه سپاهیان گفتند: باتو می آییم و با سپاه انگلیس مبارزه خواهیم کرد.

غضنفر السلطنه برازجانی


ادامه را در ادامه مطلب بخوانید


برچسب‌ها: میرزا محمدخان برازجانی, غضنفرالسلطنه برازجانی, برازجان, نحوه مبارزات میرزا محمدخان برازجانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 2:35  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

غضنفرالسلطنه و واسموس آلمانی از زبان:
 حاج سید محمود محمدی برازجانی
واسموس یکی از اتباع آلمان بود که در منطقه بوشهر و توابع زندگی می کرد، او وظیفه داشت که مردم منطقه را بر علیه سیاست انگلیس بشوراند و مردم را بر علیه استعمار و استثمار انگلستان وارد نبرد سازد، به همین منظور در میان عشایر و ایلات می رفت و با خوانین و روسای طوایف دیدار می کرد. واسموس با کیف دستی اش از میان تفنگچیان یکی از خان های منطقه که از طرف دولت انگلیس مامور دستگیری واسموس شده بود نجات یافت و خود را به دهکهنه مرکز بلوک شبانکاره منزل محمد علیخان ضابط و حاکم شبانکاره رسانید و محمد علی خان را در جریان سفرش به منطقه گذاشت.
چون خان شبانکاره از جریان مطلع گردید به واسموس گفت: من و اهالی شبانکاره نمی توانیم به شما کمکی کنیم و نگهداری نماییم. ناچاریم پس از رفع خستگی شما را به برازجان راهنمایی کنیم، اگر بخواهید در این منطقه بمانید، صلاح در این است که به میرزا محمد خان غضنفرالسلطنه برازجانی متوسل شوید، زیرا او از هر لحاظ مقتدر و امکان نگهداری شما را دارد، پس از این بیان همانطوری که گفته شد، بعد از رفع خستگی، واسموس را به همراهی دو نفر روانه برازجان می نماید.
واسموس به مجرد ورود به برازجان به منزل غضنفرالسلطنه رفته و جریان را تماما بیان و تقاضای کمک برای مقاومت در مقابل انگلیس می کند. غضنفرالسلطنه در پاسخ به تقاضای واسموس می گوید:

چون دولت ما بی طرف می باشد و از طرف دولت متبوع دستور جنگ باانگلیس ها را نداریم، لذا فعلا به طور محرمانه به شما کمک مالی هر اندازه که بخواهید می کنم و از کمک فکری هم دریغ ندارم و راهنمایی های لازم را از هر جهت می نمایم.

برازجان

نظر به اینکه نقدینه و سایر اموال واسموس در مسیر حرکتی او به غارت رفته بود و جنگ بین المللی هم شروع شده بود و برای واسموس به هیچ وجه میسر و مقدور نبود که پولی از آلمان بخواهد، روی همین اصل، غضنفر مبلغ ده هزار تومان وجه نقد به پول آن روز و به طور بلاعوض به عنوان اعانه به واسموس می دهد و او را روانه اهرم مرکز تنگستان می کند و نامه هایی هم به روساء تنگستان و چاه کوتاه و دشتی از قبیل رییس علی دلواری و زائر خضر خان و شیخ حسین خان چاهکوتاهی و خالو حسین معروف و رییس عبدالحسن رزمی می نویسد و به آنان اکیدا توصیه می کند که از بذل مساعدت و کمک های لازم به او (واسموس) فروگذاری ننمایند.
(مدال افتخار دولت آلمان)
گفتیم که غضنفر واسموس آلمانی را مورد نوازش و استعانت قرار داد و بعد از پذیرایی کامل مبلغ ده هزار تومان وجه نقد به او داد.
شادروان باقرخان تنگستانی که خود به اوضاع و احوال آن ایام واقف بوده گوید: که واسموس مهربانی و کمک خان برازجان را به سفیر آلمان گزارش کرد و سفیر هم مراتب را به دولت مطبوع خود اعلام داشت.
1.جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری، علیمراد فراشبندی، شرکت انتشار، زمستان 1365 ـ تهران
دولت آلمان هم به پاس محبت غضنفرالسلطنه یک قطعه مدال نشان عالی درجه یک آلمان را برای شهید غضنفر فرستاد، این مدال توسط سفیر آلمان به رضا قلی هدایت (نظام السلطنه) مافی رییس هیات دولت موقت داد تا به وسیله هیات ویژه ای برای غضنفرالسلطنه فرستاده شود که طی مراسمی به او اهداء شود.
ولی از آنجایی که رضا قلی خان مزبور شخصی سود طلب و طماع بود نشان مزبور را برای خود برداشت و از دادن آن به شهید غضنفر امتناع ورزید.
( و این اشعار هم از اوست)
ای دل بکُن از بهر خودت فکر و نوایی
و زفعل بدِ خویش بکُن شرم و حیایی
امروز کجایی تو و فردا به کجایی
آخر من و تو هر دو که داریم خدایی
قدری جلو خواهش خود را تو نگهدار
ای دیده و دل شاکیَمَ ز دست تو بی عار
هر چند نصیحت کنمت می کنی انکار
امسال برآنم که بتر گشته ای از پار
هر سال همه صوم نبودی تو بزهکار
امسال کنی معصیت حضرت دادار
ترسم که تو را عاقبت سوء بگیرد
وندر صف محشرت پیامبر نپذیرد
گر این تن بیچاره بدین حال بمیرد
در قبر که رفتی علی ات دست نگیرد
گردی خجل و متفعل اندر بَرِ کفار
1. همان کتاب


برچسب‌ها: غضنفرالسلطنه برازجانی, واسموس آلمانی, برازجان, میرزامحمدخان برازجانی
+ نوشته شده در  ساعت 2:27  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

دست خط غضنفر السلطنه برازجانی


جهت بزرگنمایی تصویر ، بر روی آن کلیک کنید

برازجان


برچسب‌ها: دست خط غضنفر السلطنه برازجانی, میرزامحمدخان برازجانی, برازجان
+ نوشته شده در  ساعت 12:48  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

قبر شهید غضنفرالسلطنه برازجانی

برازجان


برچسب‌ها: قبر شهید غضنفرالسلطنه برازجانی, میرزامحمد خان برازجانی, برازجان
+ نوشته شده در  ساعت 18:43  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

قبر شهید غضنفرالسلطنه برازجانی

قبر غضنفرالسلطنه برازجانی


برچسب‌ها: شهید غضنفرالسلطنه برازجانی, شهید برازجان, شهدای دشتستان, قبر شهید غضنفرالسلطنه برازجانی, میرزا محمدخان برازجانی
+ نوشته شده در  ساعت 14:27  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

قدرت و اشتها

حاج جوهر بیاتی برازجانی تعریف میکرد و میگفت:

غضنفر یک دیس چلو ویک مرغ بریان را به صورت معمول صرف میکرد و سپس سینی یا دیس مسی را مثل کاغذ به هم می پیچید و بعد آن را باز میکرد و به کناری مینهاد.اما به وقت قضا و بوقت قدر نتوانست کمترین دفاعی و عکس العملی از خود نشان بدهد، واین شیر بیشه شجاعت به وسیله روباه صفتی به شهادت رسید.


برچسب‌ها: قدرت و اشتها غضنفر السلطنه برازجانی, قدرت و اشتها, غضنفر السلطنه برازجانی, میرزا محمدخان برازجانی, برازجان, تاریخ برازجان, چهره های برازجان, بزرگان برازجان
+ نوشته شده در  ساعت 23:49  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

گریه قاتل / 21 رمضان روز شهادت غضنفر السلطنه برازجانی

عبدالرسول چاه کوتاهی ، دوبار دستش را روی ماشه تفنگ فشار داد که تناوبا نفیر دو گلوله سکوت سحر گاهی 21 رمضان را شکست و تیر ها یکی بعد از دیگری در سینه و پهلوی دلاور مرد دشتستان بزرگ نشست. غضنفر السلطنه ای که اندامی برازنده داشت که در پذیرایی نهار احمد شاه و رضا خان سردار سپه در برازجان و در مقایسه هیکل و قدرتش در کنار رضاخان میگویند: اگر یک سیلی به رضاخان میزد، او هرگز تاب مقاومت نمی آورد و نقش بر زمین میشد!!

چگونه از اسب فرود آمد و بر زمین افتاد، که مرد قاتل پس از گذشت نیم ساعت با احتیاط به او نزدیک شد و بر لاشه آن شهید راه دین و وطن نتوانست از فرو ریختن اشک خود جلوگیری نماید و های های گریه را سرداد، و با هزار تاسف از آن جسم بی جان و روان فاصله گرفت!؟


برچسب‌ها: گریه قاتل غضنفر السلطنه برازجانی, عبدالرسول چاه کوتاهی, 21 رمضان روز شهادت غضنفر السلطنه برازجانی, عبدالرسول چاه کوتاهی خائن, احمد شاه, رضا خان سردار سپه, برازجان, تفنگ
+ نوشته شده در  ساعت 12:53  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

شهادت دلاور غیور دشتستانی ، غضنفر السلطنه


به نقل از صفحه 99 کتاب جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری ، نگارش علیمراد فراشبندی، تنها شاهد به شهادت رسیدن غضنفر السلطنه ، به دست شیخ عبدالرسول چاه کوتاهی را ، میرزا حسین بلوکی معرفی مینماید.

از قوا شاهد عینی که میگوید:

غضنفر السلطنه بعد از دریافت دو گلوله جان شکار، شیخ عبدالرسول را مخاطب ساخته میگوید:

کوچکتر از آن هستی که مرتکب چنین جنایتی شوی، دشمن خونخوار ایران مرا کشت، ملت ایران انتقام خون مرا از تو خواهد گرفت.


برچسب‌ها: شهادت غضنفر السلطنه برازجانی, شهادت دلاور غیور دشتستانی, قاتل, مقتول, خیانت, میرزا حسین بلوکی, شیخ عبدالرسول چاه کوتاهی, غضنفر السلطنه, شهادت, تنها شاهد, علیمراد فراشبندی, مبارزات ضد استعماری
+ نوشته شده در  ساعت 21:46  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

تمام مخارج جنگ رئیس علی دلواری با غضنفر السلطنه برازجانی بود


آقای بیاتی میگفت : کلیه مخارج جنگ رئیس علی دلواری با انگلیسی ها را غضنفر السلطنه برازجانی تامین میکرد و با همکاری نور محمدخان ، هژبر نظام ، ضابط دهستان دالکی برازجان پول و نقره را با قاطری بار میکرد و رئیس علی دلواری را که با دست خالی به جنگ فرسایشی و ایذایی پرداخته بود تقویت میکرد، و هم او با پرداخت وجوه نقدی تعداد 400 قبضه تفنگ پنج تیر مشهور به واسموسی را به ویلیام واسموس آلمانی سفارش داد که پس از خرید از آلمان و تحویل به غضنفربین مجاهدین برازجانی و افراد تحت فرمان رئیس علی دلواری توزیع گردید.

ویلیام واسموس آلمانی

برچسب‌ها: مخارج جنگ رئیس علی دلواری, کلیه مخارج جنگ رئیس علی دلواری با انگلیسی ها را, دلاوران دشتستانی, مجاهدین برازجانی, آلمان, ویلیام واسموس آلمانی, تفنگ پنج تیر مشهور به واسموسی, غضنفر السلطنه برازجانی
+ نوشته شده در  ساعت 11:27  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

خلاصه ای از عملکرد و طرز تفکر و شخصیت سیاسی – اجتماعی غضنفر السلطنه


غضنفر السلطنه بنیان گذار حزب دمکرات در برازجان و ارتباط با این حزب در شیراز بود.


غضنفر با پرداخت وجوه نقدی تعداد 400 قبضه تفنگ پنج تیر مشهور به واسموسی را به ویلیام واسموس آلمانی سفارش داد که پس از خرید از آلمان و تحویل به غضنفربین مجاهدین برازجانی و افراد تحت فرمان رئیس علی دلواری توزیع گردید.


غضنفر اجازه نداد تا انگلیسی ها آزادانه از برازجان عبور کرده به شیراز بروندو حتی مکاتبات بین مستر چیک و دریابیگی و معظم له 15 روز به طول انجامید و نهایتا منجر به جنگ سر بست چغادک گردید.


کلیه مخارج جنگ رئیس علی دلواری با انگلیسی ها را غضنفر السلطنه برازجانی تامین میکرد


مستر چیک حاضر به پرداخت 70000 لیره ی استرلینگ به غضنفر گردیدهتا از بابت مخارج جنگ سربست چغادک پرداخت شود اما غضنفر گفت:اگر هزارمیلیون لیره هم بدهند قبول ندارم.به جز اینکه اجنبی بوشهر را تخلیه نماید و از کشور ما برود.


برازجان در دوره حکمرانی غضنفر ، مرکز انقلاب و فعالیت علیه دولت استعماری انگلیس بود.

میرزا محمد خان بنیانگذار فرهنگ ومدرسه بود ، وی در سال 1294شمسی اولین مدرسه با مدیریت و آموزگاری آقای شیخ مهدی کازرونی در شهر برازجان دایر نمود.وشخصا حقوق معلم و سایر مخارج آن را می پرداخت و این مدرسه جنبه عمومی داشت.


در کتاب کلید خلیج فارس تالیف سرلشکر غلامحسین مقتدر ، صفحه 102 از کمک مالی غضنفرکه 10 هزار تومان بود به واسموس آلمانی به نیکی یاد شده است.


غضنفر السلطنه در ایجاد امنیت در محدوده ی حکومتش بسار دقیق بود، به منظور امنیت بازار برازجان عده ای مسلح به نام شبگرد برای مراقبت گماشته بود و نیز جهت امنیت جاده ی مسیر کاروان ها تعدادی تفنگچی تعیین نموده بود و خود غضنفر السلطنه تفنگ به دست شبانه به گشت می پرداخت.


انجام فرائض دینی و توجه به مبادی اسلامی و روح ایمان ، معتقدات مذهبی غضنفر زبان زد همگان بود.


برچسب‌ها: برازجان در دوره حکمرانی غضنفر, خلاصه ای از عملکرد و طرز تفکر و شخصیت غضنفر السلطن, غضنفر السلطنه برازجانی, مستر چیک, لیره ی استرلینگ, بوشهر, برازجان
+ نوشته شده در  ساعت 12:50  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

اتمام حجت انگلیسی ها و شروع جنگ

قبل از آغاز جنگ انگلیسی ها بافاصله کمی با صف آرایی دلاوران دشتستانی و تنگستانی قاصدی را پیش غضنفر فرستادند،که گفته بود:صاحب منصب میگوید:این دو صندوق لیره ی استر لینگ را بگیرید واز سر راه ما کنار بروید،ما به برازجان کاری نداریم ،میخواهیم ازآنجا عبور کرده و به شیراز برویم.در غیراین صورت منتظر توپ شرپنیل ما باشید وزن گلوله توپ مزبور بنا به اظهار شاهدان عینی 52 کیلو بود.

غضنفر السلطنه در پاسخ به قاصد میگوید:مابرای لیره به این جا نیامده ایم،یا تخلیه ی بوشهرازسپاه متجاوز و یا آماده جنگ باشید.ماهمان گلوله توپ را میخواهیم،ما برای جهاد فی سبیل الله به قصد جنگ با شما متجاوزین به وطنمان به اینجا آمده ایم و فرستاده اجنبی فرموده غضنفر را در برگشت به فرمانده انگلیسی کلنل گریکسن اعلام میدارد وحرکت دشمن به طرف صفوف دلاوران دشتستانی آغاز میشود.



برچسب‌ها: اتمام حجت انگلیسی ها و شروع جنگ, دلاوران دشتستانی, غضنفر السلطنه, غضنفر السلطنه برازجانی, برازجان, دلیران دشتستان, میرزا محمد خان برازجانی, شیراز, توپ شرپنیل, کلنل گریکسن, متجاوزین, آماده جنگ, تخلیه ی بوشهر, لیره
+ نوشته شده در  ساعت 15:9  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

خوانین سه گانه:

در سال های جنگ بین الملل اول ، خوانین سه گانه : شیخ حسین چاه کوتاهی ، غضنفر السلطنه برازجانی و زائر خضر خان اهرمی ، در مقابل هجوم نیروهای انگلیس از خود فداکاری بسیار نموده اند.


نقل از صفحات 241 و 242 کتاب بوشهر در مطبوعات عصر قاجار تالیف آقای دکتر سید جعفر حمیدی استاد دانشگاه


برچسب‌ها: خوانین سه گانه, غضنفر السلطنه برازجانی, میرزامحمدخان برازجانی, شیخ حسین چاه کوتاهی, زائر خضر خان اهرمی, هجوم نیروهای انگلیس, جنگ بین الملل اول
+ نوشته شده در  ساعت 20:8  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

نحوه شهادت غضنفر السلطنه دشتستانی


روز 21 رمضان 1308 بنا به اقوال، غضنفر بر اسب سفید خود سوار میشود و عازم آبادی شاه پسر مرد میگردد تا هم برای تبرک و آمرزش زیارتی کرده باشد و هم از همسر قشقایی خود دیدار نماید، زیر لب زمزمه کرد:

شوق دیدار تو دارد جان بر لب آمده بازگردد یا برآید چیست فرمان شما

اواز پیچ و خم دره های رود فاریاب و منطقه تنگ ارم و دهرود گذشته و روز قبل از هواداران و کدخدایان طرفدارش دیدار به عمل آورده بود،اکنون منطقه زیرنفوذ خود را پشت سر میگذاشت تا با شوق دیدار خانواده وزیرات امامزاده ، بی صبرانه طی طریق کند.به یک نقل گرگوچرچر وکربلایی علیمراد اهل برازجان از همراهان آن مرد بزرگ بوده اند. وبه قولی تنها گرگوچرچر همراه آن مرد بزرگ بوده اند.

خلاصه میرزا محمد خان بازبان روزه به حوالی روستای کلمه رسیده،حالا چگونه از این آبادی بگذرد که هیچ کس متوجه ورود وخروجش نشوند، شایدغیرممکن باشد، این روستا مقر فعالیت شیخ عبدالرسول چاه کوتاهی بود. عبدالرسول چاه کوتاهی قلعه مستحکمی از خشت خام برپانموده و چند روستای جانبی مانند خون ، تنگ زرد، فاریاب ،شاهی جانی و طلحه و آبادی های ارغون و بعضی از مزارع و تنگه را ضمیمه کرده بود،و ایادی و نوکران و تفنگ بدستان او همه جا را زیر نظر داشتند،تا چگونه غضنفرالسلطنه ما ازین معابر عبور کند و .....

غضنفر السلطنه برازجانی


این درحالی است که غضنفرالسلطنه اصلا فکر نمیکند همچنین نقشه ای وجود داشته باشد وکسی جرات کند ماشه تفنگ را بکشد و سویش تیراندازی کند.

در همین حال که غضنفرالسلطنه از کوه و دشت ها در حال حرکت بود ، ناگهان شیخ عبدالرسول چاه کوتاهی سه نفر سوار براسب را،جلوی قلعه بادوربین 4 قاب انگلیسی دید گفت انگار این سواره اسبش مانند غضنفرالسلطنه است،بعد که غضنفرالسلطنه نزدیکتر آمد عبدالرسول مطمئن شد که او غضنفرالسلطنه است.

میرزامحمدخان حال با پای خود به مسلخ آمده بدون اینکه از وقایع پشت سرش مطلع باشد.

به گفته پسر برادر عبدالرسول چاه کوتاهی:

عمویم شیخ عبدالرسول چاه کوتاهی، غضنفرالسلطنه را از قلعه روستای کلمه تعقیب کرد ،همراه او آقای محمدجعفر آتشی مباشر آن موقع عبدالرسول بود که این تعقیب را شروع کردند.

احمد چاه کوتاهی ، برادر زاده شیخ عبدالرسول ادامه داد:عمویم در این تعقیب نهایت احتیاط و استتار را انجام داد. عمویم با محمد جعفر از بیراهه خود را به کمین گاه رسانده و مترصد ورود غضنفربودند. عمویم بدون توجه به تعهدی که بااین مرد رشید و به قرآن کریم قسم یاد کرده بودند که هیچگونه تجاوزی به محدوده یکدیگر نکنند ، منتظر رسیدن غضنفر شد.

غضنفر از پایین گردنه شاه پسر مرد نمودار شد و آهسته پیش میآمد چون هم اسب و هم خودش خسته و تشنه بودند.

شیخ عبدالرسول چاه کوتاهی ناگهان مباشرخود را مخاطب قرار داد و گفت :محمدجعفر اول توبزن، محمدجعفر گفت:تاپیش بیاید ببینم چکار میکنم.اما غضنفر دیگردرتیررس آنهابودوبی خبر از همه جا.

محمدجعفر تفنگ خود را به شانه نزدیک میکند ولوله رادر برابر صورت غضنفر راست کردو میخواست ماشه را عقب بکشد ،اما شدیدا ترسید و روبه عبدالرسول کرد و گفت :نمیتوانم بخدا قسم من نمیتوانم.جسارتا خودتان بزنید!

عمویم عبدالرسول تفنگ را به طرف غضنفر نشانه گرفت،ناگهان گلوله در سینه خان نشست و از آن طرف بیرون زد.بلافاصله تیری دیگر که پهلوی خان را به هم دوخت.

غضنفر ابتدا با ناباروری خود را روی زین اسب نگهداشت.اما خون فواره زد و باورش شد که تیر خورده،به هر تقدیر از اسب به پایین غلتید و به طرف زمین سقوط کرد.

عبدالرسول و محمدجعفر پس نیم ساعت نزد غضنفررفتند و غضنفر پرسید چه کسی به من تیراندازی کردو مرا زد؟ عبدالرسول:جسارتا من شمارا هدف قراردادم.

غضنفر باتلخی جان کندن زبان درکامش چرخید وگفت: عبدالرسول مگرما هم قسم نبودیم چراتخطی کردی ،معنی قسم به کلام الله همین بود؟ عبدالرسول گفت:من به حکم وظیفه میهنی وملی شما را هدف گلوله قرار دادم،به دستور رضاخان سردارسپه و با اولتیماتم سرهنگ سید احمد معینی و ناچار این کار راکردم.اما غضنفرشاید بقیه پاسخ اورا نشنید و مرغ روحش در عالم بیکران به پرواز درآمده بودوجان به جان تسلیم کرد.

عبدالرسول به پول وچاقو و تفنگ وکلت او و...دست نزد و فقط انگشتری دست اورا که نام غضنفری روی آن حک شده بود ازدستش بیرون آورد،تاازطریق روستای اهرم تنگستان به پیشگاه حکومت بوشهر تقدیم گردد و از طریق ازمیان برداشتن میرزامحمدخان غضنفرالسلطنه برازجانی به بارگاه رضا خانی اعلام شود که شیخ عبدالرسول موفق به انجام این جنایت گردیده بود.

جنازه غضنفرالسلطنه را روی دو راس ورزاگاونر که در کنار هم به یکدیگر بسته و تخته یا لنگه دری روی آن قرار داده بودند،به کمک 10یا15 نفر از پایین گردنه به طرف امام زاده شاه پسر مرد حرکت دادند،خلیفه حسین و خلیفه داراب از خلیفه های شاه پسر مرد بودندکه نهایت همکاری را در تهیه مقبره ومقدمات غسل و دفن معمول داشتند؛هرچه صبر کردند ، خون ریزی از محل اصابت گلوله ها بند نیامد ، شیخ عبدالشهید اهل روستای طلحه او را غسل داد و هم تیمم گرفت وسپس براونماز میت بجاآورد،رفته رفته جمعیت تشییع کننده و نمازگذار بیشتر میشد ، شیخ عبدالشهید او راتلقین داد سپس بر مزار قرار داده و باتاسف خاک بر او ریختند.


برچسب‌ها: نحوه شهادت غضنفر السلطنه دشتستانی, شهید, شهید غضنفر السلطنه برازجانی, عبدالرسول چاه کوتاهی, دهرود, تنگ ارم, رود فاریاب, شاه پسر مرد, اسب سفید, گرگوچرچر, شهید غضنفر السلطنه دشتستانی, برازجان
+ نوشته شده در  ساعت 20:50  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

ابراهیم خان فرزند ارشد غضنفر السلطنه پس از پدر مورد احترام قاطبه اهالی برازجان و دشتستان بود.

ابراهیم خان غضنفری

ابراهیم خان غضنفری در تاریخ 7 رمضان 1353 خورشیدی زندگی را بدرود گفت.

وی به شال و قبای بلند و کلاه نمدی سیاه و قطار و کلت و تفنگ ملبس و مجهز بود.


برچسب‌ها: ابراهیم خان غضنفری, شال, قبای بلند, تفنگ, کلت, قطار, کلاه نمدی سیاه, ابراهیم خان فرزند غضنفر السلطنه برازجانی, برازجان
+ نوشته شده در  ساعت 20:29  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

میرزا محمد خان برازجانی را می توان بنیانگذار فرهنگ و مدرسه جدید در برازجان نام برد ، وی در سال 1294 شمسی اولین مدرسه با مدیریت و آموزگاری آقای شیخ مهدی کازرونی در شهر برازجان دایر نمود و شخصا حقوق معلم و سایر مخارج آن را می پرداخت و این مدرسه جنبه عمومی داشت.


برچسب‌ها: میرزا محمد خان بنیانگذار فرهنگ و مدرسه, دشتستان بزرگ, غضنفرالسلطنه برازجانی, برازجان, شهر برازجان, شیخ مهدی کازرونی, بنیانگذار فرهنگ در برازجان, بنیانگذار فرهنگ
+ نوشته شده در  ساعت 22:58  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

غضنفر السلطنه برازجانی دو باب مسجد ، یکی به نام مسجد جنت در برازجان و دیگری در روستای محمدآباد را بنا نهاد ، مادر ایشان نیز بانی مسجد قلعه بود.


میرزامحمدخان برازجانی ملقب به غضنفر السلطنه

برچسب‌ها: میرزا محمد خان برازجانی بانی مسجد جنت برازجان, غضنفر السلطنه برازجانی بانی مسجد, بانی مسجد, غضنفر السلطنه برازجانی, غضنفر السلطنه, مادر غضنفر السلطنه, مسجد قلعه برازجان, دهقاید, روستای محمدآباد
+ نوشته شده در  ساعت 23:21  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

اشعار میرزامحمدخان برازجانی ملقب به غضنفر السلطنه دشتستانی

ای بیهده دل شاکیم از دست تو بیعار

هرچند نصیحت کنمت میکنی انکار

امسال بر آنم که بتر گشته ای از پار

هرسال همه صوم نبودی تو بزه کار

و امسال کنی معصیت حضرت دادار

ترسم که تو را عاقبت سوء بگیرد

واندر صف محشرت پیمبر نپذیرد

گر این تن بیچاره بدین حال بمیرد

در قبر که رفتی علیت دست نگیرد

گردی خجل و منفعل اندر بر کفار

ای دل بکن از بهر خودت فکر نوایی

واز فعل بد خویش بکن شرم و حیایی

امروز کجایی تو و فردا بهکجایی

آخر من تو هر دو که داریم خدایی

قدری جلو خواهش خود را تو نگهدار

یک چند در این ملک بدم شیر شمیده

اندر صف ناورد ز شمشیر خمیده

چون از افق نکبتم اسپید دمیده

عقل و هنر و هوش زمن جمله رمیده

اقبال که برگشت دگر چاره ندارد

افسوس که گشتم تبه از راه حماقت

امانه حماقت به حقیقت به صداقت

دیگرنه زمن مانده به جا تاب ونه طاقت

نه مانده دگر آبرو و عزم و لیاقت

اقبال که برگشت دگر چاره ندارد

یارب تو به من لطف نما صبر چو ایوب

زیراکه شده قلبم از این حادثه معیوب

ای کاش نبودم من ازاین دشت پرآشوب

تانشنوم از مردم دون این همه سرکوب

اقبال که برگشت دگر چاره ندارد

اکنون که گرفته زمن اقبال کناره

ظلمی که به من آمده ناید به شماره

ملک و همه هستیم شده جزء اداره

جز سوختن و ساختنم نامده چاره

اقبال که برگشت دگر چاره ندارد

زین قوم دل غمزده غمخواره ندارد

این طایفه جز خون جگر خواره ندارد

جز رد جفا جوی ستمکاره ندارد

پاس نمک هیچ نمک خواره ندارد

اقبال که برگشت دگر چاره ندارد

گه جانب تهران شدم و گه سوی شیراز

گفتم به همه دولتیان درد دل و راز

بودند بظاهر همه با بنده هم آواز

در پردهنبودند به من اور و دمساز

اقبال که برگشت دگر چاره ندارد

آوخ که شدم دستخوش مردم احمق

از گردش وارونه ی این چرخ مطبق

از خلق نبینم به جز از طعن و به جز دق

زین قوم بسی خسته و وامانده ام الحق

اقبال که برگشت دگر چاره ندارد


شاعر: میرزامحمدخان برازجانی


برچسب‌ها: اشعار میرزامحمدخان برازجانی, اشعار غضنفر السلطنه دشتستانی, میرزامحمدخان برازجانی, شاعر برازجانی, شعر, ای بیهده دل شاکیم از دست تو بیعار, برازجان, اشعار میرزامحمدخان برازجانی ملقب به غضنفر السلطنه
+ نوشته شده در  ساعت 22:56  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

عکس میرزا محمد خان برازجانی ملقب به غضنفرالسلطنه دشتستانی

میرزامحمدخان برازجانی ملقب به غضنفر السلطنه

برچسب‌ها: عکس میرزا محمد خان برازجانی ملقب به غضنفرالسلطنه د, عکس میرزا محمد خان برازجانی, عکس غضنفرالسلطنه دشتستانی, میرزا محمد خان برازجانی ملقب به غضنفرالسلطنه دشتست, برازجان, میرزا محمد خان برازجانی
+ نوشته شده در  ساعت 12:38  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

مشهور است که میرزا حسین خان پدر میرزامحمدخان 130 سال عمر کرد،همین کهولت سن سبب شد تا غضنفر با اجازه پدرش حکمرانی برازجان را عهده دار شود و مدت 30 سال با اقتدار کامل بر برازجان و بخش مرکزی و پشت کوه حکومت کرد.

غضنفر السلطنه

برچسب‌ها: مدت حکومت غضنفرالسلطنه برازجانی, غضنفرالسلطنه برازجانی, پشت کوه, میرزا حسین خان برازجانی, برازجان, میرزا محمد خان برازجانی, میرزامحمدخان برازجانی, میرزامحمدخان, حاکم پشت کوه, حاکم دشتستان
+ نوشته شده در  ساعت 23:35  توسط میرزا محمد خان برازجانی  | 

تحصیلات غضنفرالسلطنه برازجانی

تحصیلات فارسی و عربی آنان در مکتب خانه محل و در محضر علمای برازجان بود ، پس از این مقدمات ، میرزامحمدخان برای تکمیل علم صرف و نحو و فقه و اصول به شیراز رفت و نزد ادیب برجسته و واعظ وارسته حجه الاسلام والمسلمین مرحوم مغفور آقا سید ابو الحسن ریاضی فرا گرفت که شاید موانست و همنشینی با همین روحانی طراز اول منطقه باعث شد تا همراه با یادگیری علوم و فنون زمان خود پای بند و متعهد به خاندان طهارت و عصمت باشد. در این موقع او جوانی برونمند و عاشق و طالب علم آموزی و پیشقدم در فراگیری در فرا گیری دروس بود. او با هوش سرشاری که داشت ، مراتب علوم حوزه ای را نزد مرحوم حجه الاسلام آقاشیخ مرتضی محلاتی آموخت. ازاین لحاظ فردی فرهنگ دوست و متدین و صاحب قریحه سرودن اشعار بار آمد، احاطه وی در ادبیات عرب و اندیشه تابناکش از او شاعری خوش قریحه و سخنوری برجسته ساخت تا در صحنه علم و سیاست ، تعهد و دیانت ، جنگاوری و شجاعت سرآمد اقران و امثال گردد. به طوری که میگویند اشعار فراوانی که همگی پند آمیز و حاوی افکار پاک وی بود ، افسوس که دست تطاول ایام و غارت مایملک او در جریان جنگ و گریز ها و پناه وی و خانواده اش به کوهستان ، دیوان اشعارش را پرپرکرد.


میرزامحمدخان برازجانی ملقب به غضنفر السلطنه

برچسب‌ها: میرزا محمدخان برازجانی, شهید میرزامحمدخان برازجانی, غضنفر السلطنه دشتستانی, برازجان, دشتستان, دلاوران دشتستان, شیر مرد استان بوشهر, زنده یاد غضنفر السلطنه برازجانی, تحصیلات غضنفرالسلطنه برازجانی
+ نوشته شده در  ساعت 22:45  توسط میرزا محمد خان برازجانی  |